تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٦
«وَ ما أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِنْ نَذِيرٍ- و پيش از تو بيمدهندهاى بر آنها نفرستادهايم.» تا لا اقل با حركتهاى دينى اندكى آشنا بوده باشند و ميان تو و آنها مقايسهاى كنند و در اين مقايسه حقيقت را دريابند. پس انكار اينان بر مبناى جهل است نه بر اساس علم.
[٤٥] خداى تعالى سپس براى كفر آنها پايگاه ديگرى را مىشناساند. و آن مغرور شدن آنهاست به نيروى خود. پس آنان را هشدار مىدهد كه نيروهاى ظاهرى، پاداش كفرشان را از آنان دفع نخواهد كرد. كسانى كه پيش از آنها بودند و به نيروى خود مىباليدند مورد خشم خدا واقع شدند و نابود شدند، آيا اينان مىتوانند از اين سرنوشت رهايى يابند.
«وَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ ما بَلَغُوا مِعْشارَ ما آتَيْناهُمْ- كسانى كه پيش از آنها بودند، پيامبران را تكذيب كردند و اينان خود به يك دهم آنچه به آنها داده بوديم نرسيدهاند.» يعنى از نيرومندى.
«فَكَذَّبُوا رُسُلِي- و با اين حال پيامبران مرا تكذيب كردند.» مغرور به نيروها و امكانات خود و جهل به نبوت و رسالت.
آيا نيروها و امكاناتى كه در اختيار دارند آنان را از عذاب خدا حفظ تواند كرد؟ هرگز. قرآن سرگذشت و سرنوشت/ ٤٩٦ اين اقوام را براى ما شرح مىدهد باشد كه عبرت گيريم.
«فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ- پس عقوبت من چه سخت بود.» [٤٦] پس از آن كه قرآن اساس كفر را بر هم مىزند و عذر منكران رسالت را از قبيل پيروى از سنت پدران و يا مغرور شدن به قوت و قدرت نفى مىكند، آنان را به تفكر فرا مىخواند. و اين راه درست دعوت است. كه نخست حجابهايى را كه مانع ديدن است از ميان بردارد سپس و جدان طرف را مورد خطاب قرار دهد و او را به تفكر و تعقل وادارد.