تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٥ - شرح آيات
مبعوث شده و دعوت او به قوم خاصى اختصاص ندارد و اين خود دليل صدق رسالت اوست.
«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً- تو را به پيامبرى نفرستاديم مگر بر همه مردم مژده دهنده و بيم دهنده.» در اين آيه مژده دادن و بشارت بر بيم دادن مقدم شده، در حالى كه در بعضى ديگر خلاف اين است.
شايد حكمت آن اين باشد كه چون سخن از هدايت انسان باشد لازم است كه انذار يا بيم دادن مقدم باشد، زيرا به سخن تأثير بيشترى مىبخشد. و اگر سخن از شخصيت پيامبر باشد بشارت مقدم مىشود تا دليل باشد بر اين كه او رحمت عالميان است.
اين سؤال پيش مىآيد كه چه كسى است كه بشارت او را به عمل صالح سوق دهد و انذار از گناه باز دارد؟
او عالم است. آيا علم سبب نمىشود كه انسان به حقايق ايمان بياورد؟ از اين روى آيات بسيارى هست كه رابطه و علاقه علم را به ايمان تأكيد مىكند. و مىگويد كه يكى مكمل ديگرى است. بارزترين اين اقوال قول خداى/ ٤٧٠ تعالى است كه «دانشمندان از خدا مىترسند» [١٢] بسيارى از مردم نه به بشارت به رسولان مىپيوندند و نه به انذار. اينان مردمى نادانند. اگر اغلب مردم را كافر ديدى در شگفت مشو و مپندار اين امر به سبب ضعف ادله رسالت است بلكه ايمان نيز مانند علم درجاتى دارد، درجتى رفيع كه جز اهل صفا و پاكى به آن نرسند.
«وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ- ولى بيشتر مردم نمىدانند.» پس ايمان نمىآورند.
[٢٩] «وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ- و مىگويند اگر راست مىگوييد، اين وعده چه وقت فرا مىرسد.»
[١٢] - الفاطر/ ٢٨.