تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٠ - شرح آيات
مكرر كفران كند.
بدين سان، تمدن زراعى كه شعاع آن سراسر شبه جزيره را فرا گرفته بود- شبه جزيرهاى كه انسان وقتى در لابهلاى شاخههاى آويزان درختان ميوهاش راه مىرفت براى چيدن ميوهها لازم نبود زحمت زيادى به خود بدهد- از بين رفت و جاى آن را يك زندگى عقب مانده و واپسگرا گرفت.
[١٨] سوق عبارت قرآن ما را به تمدن سوم مىبرد. درباره قريههايى كه از يمن تا مكه و مدينه امتداد داشت سخن مىگويد كه كسى كه از يمن راه مىافتاد تا به حجاز رود همه در زير درختان ميوهدار راه مىسپرد، آن قدر شاخههاى پر ميوه سر فرو داشته بودند كه براى چيدن آنها نيازى به كوشش و تلاش اندكى هم نبود. مردم از بزرگترين نعمتهاى خدا كه همانا امنيت است برخوردار بودند.
/ ٤٤٩ «وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ- ميان آنان.» يعنى مردم سبا كه از آنان صحبت بود، «وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها- و قريههايى كه بركت داده بوديم.» يعنى مكه و حوالى آن، «قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ- قريههايى آبادان و بر سر راه پديد آورديم. و منزلهاى برابر معنى كرديم.» شايد اين اشاره به نظام حكومتى آنها باشد كه در سايه آن چنين سفرى مقدور مىبود. زيرا آن منطقه منطقهاى كوهستانى بود كه سفر در آن دشوار بود و چه بسا كوهها و درهها مسافران را نابود مىكردند.
«سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ- در آن راهها ايمن از گزند شبها و روزها سفر كنيد.» اين عبارت دو معنا را به ما مىفهماند: اول: گستردگى تمدن. چرا كه آدمى روزها و شبها در آن راه مىپيمايد. بنا بر اين، تمدنى پهناور و گسترده بوده است.
دوم: امنيتى كه اين شهرها از آن برخوردار بودهاند. گفتنى است كه در آن