تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٨ - شرح آيات
عبوديت و انابت دو شرط از شروط استفاده از آيات هستند.
يكى از مشكلات انسان اين است كه وقتى همراه با دانش پيش مىرود و حقايق برايش آشكار مىشود و معماهاى مهم حيات در برابر او خودنمايى مىكنند به پيشينههاى آنها نگاه نمىكند بلكه به خود آنها مىنگرد. مثلا وقتى عناصر تشكيل دهنده اتم يعنى هسته و الكترون و پرتون را كشف مىكند و سپس در مىيابد كه تمام عناصر زندگى مادى- در عين داشتن تركيبهاى مختلف- بر همين نظام يعنى اتم استوار است، از اين نكته به حقيقت توحيد و اين كه همان دستى كه كهكشان را آفريده اتم را خلق كرده است، راه نمىبرد.
انديشه ديگرى كه از اين آيه كريمه در مىيابيم اين است كه چون در آن تعمق مىكنيم مىبينيم كه قرآن ميان فهم زندگى و تزكيه نفس ربط مىدهد. گويى كه آنان كه به درگاه خدا توبه و انابه نمىكنند، زندگى را آن چنان كه حقيقت آن است نمىفهمند.
[١٠] همان گونه كه اسماء الهى را در طبيعت تجلياتى است، تجلياتى ديگر هم در تاريخ بشر دارند. شايد اين است سبب ارتباطى كه ميان سخن از طبيعت و بيان/ ٤٣٤ قصه داود و سليمان (ع) وجود دارد.
ارتباط و پيوند ديگرى ميان دو موضوع هست: آيات پيشين كفار را هشدار مىداد در حالى كه اين آيه مؤمنان در خلال داستان داود بشارت مىدهد، آن جا كه داود را فضيلتى عنايت مىكند.
«وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا- داود را از سوى خود فضيلتى داديم.» اين فضيلت مظهر اسم حمد الهى است، زيرا خدا پيامبر خود داود را به امورى اختصاص مىدهد كه ديگر بندگان خود را نداده است. اين امور از اركان و خصايص تمدنى است كه او (ع) بنا نهاده است.
خداى تعالى مىگويد
«يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ- كه اى كوهها و اى پرندگان با او همآواز شويد.»