تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٣ - رهنمودهايى از آيات
ماست و اگر بر عكس است پس بر ما واجب است كه در برابر هر افزوده تازهاى شكرى به جاى آوريم.
اگر قدرى به عقب برگرديم موضوع برايمان روشن خواهد شد. كه ما ديروز چيزى در خور ذكر نبوديم و كمالات ما اندك اندك افزوده شد و به قدرت الهى از ضعف به قوت آمديم و به رحمت او از جهل به علم.
همچنين از هر سو عدم و نيستى ما را احاطه كرده بود، خداى تعالى بر ما منت نهاد و نعمت آفرينش ارزانى داشت و به نعمتهاى ظاهرى و باطنى متنعم ساخت. تا آنجا كه همه ذرات وجود مادى و معنوى ما نعمتى است كه خدا به ما داده. پس چرا بايد كفران ورزيم و تكبر كنيم و سركشى نماييم در حالى كه مىدانيم كه اين نعمتها ديرى نخواهد پاييد، عارضى هستند و اگر انسان شكر پروردگارش را بر آن نعمتها، به جاى نياورد،/ ١٧٧ زوال يابند يا هر وقت كه خدا اراده كند آنها را باز پس مىگيرد.
ميان انسانى كه مىپندارد كه كمال در ذات او اصيل است و ميان ديگرى كه مىداند كه او چيزى درخور نبوده است، بلكه خدا او را آفريده و از نعمتهاى خود به او داده است، چند چيز است، يكى فرق در صفات است كه يكى شكيبا و شكرگزار است و يكى شتابكار و كافر نعمت. و هر دو اين دو موضع از يكى از دو نظريه پيشين برخاسته است. كسى كه مىپندارد كه كمال او اصلى است براى شكرگزارى يا شكيبايى ضرورتى نمىشناسد در حالى كه آن ديگر شكر نعمتها را به جاى مىآورد و در راه تكامل خود از آنها سود مىجويد و حتى هنگام فرارسيدن بلا هم شكر مىكند، زيرا مىگويد كه نعمتى كه در دست او است امانتى بيش نيست و خدا اراده كرده و آن را بازپس گرفته است. اما آن كه اهل كفران است چون خيرى به او رسد به كسى از آن سودى نمىرساند و چون شرى بر او درآيد جزع و زارى مىكند.
دلش مىخواهد كه همه چيز داشته باشد ولى در پى يافتن وسيله سالم و صحيح نيست.
براى اين كه صفت شكر و صبر را در خود به وجود آوريم قرآن ما را به تفكر