تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٩ - شرح آيات
او آفريدگار آسمانها و زمين است؟
اين تناقض در ذات بشر وجود دارد، و منزه است خدا اگر مصدر اين تناقض او باشد. پس حمد او را در آسمانها و زمين. هر كس كه حمد ويژه او باشد البته در او نقصى نيست. آيات او در آفاق پراكنده است. آن كه او را منكر است به سبب قلت آيات او نيست. پس حجت بر آنها تمام است. خدا معرفت خود را در دلهاى آنها جاى داده و اين همان فطرت است.
/ ١٧١ آرى، جهلى كه از ذات بشر سرچشمه مىگيرد و ستمشان و تراكم عقدههاى روانى بر دلهايشان منشأ تناقض است ميان اعترافشان به آفريننده و عدم شكرگزارىشان از او.
[٢٦] زيرا خداى آفريننده مالك است چه كسى ملكش عظيمتر است از كسى كه مىآفريند و پيوسته در آفريدگان خود به هر گونه كه ارادهاش اقتضا كند تصرف مىكند بى آن كه كسى او را بازخواست نمايد؟
«لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ- از آن خداست آنچه در آسمانها و زمين است.» او مالك حقيقى است. اما مردم به اندازه قدرت تملك و در حدود صلاحيتشان در تصرف، مالك مىشوند.
«إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ- و خدا بىنياز و ستودنى است.» بعضى از مردم- به حول و قوت خدا- چيزى را مالك مىشوند، مالكيتى محدود ولى به هنگام تصرف در آن، بد مىكنند. اينان غنى هستند ولى ناستودهاند.
ولى خداى تعالى در توانگرى خود ستوده است، زيرا فاعل خير است و چنان مىكند كه مستوجب حمد و شكر است.
ملاحظه مىشود كه پايان آيه فشرده و چكيده مفهوم و انديشه آن آيه است؛ چنان كه آغاز آن گواه بر پايان آن مىباشد؛ چه، كسى كه مالك آسمانها و زمين باشد غنى و بىنياز است بنا بر اين خداوند غنى است. حميد نيز هست؛ چون ظاهرا منشأ همه نعمتها آسمانها و زمين است پس بايد آفريدگار آسمانها و زمين را ستود نه