تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٥ - شرح آيات
براى اين كه انسان به حقيقت برسد بايد يكى از اين سه راه را در پيش گيرد
الف: از علمى پيروى كند و آن را چون چراغى فرا راه خود دارد و آن علم تفصيلى به شىء است.
ب: از هدايتى پيروى كند و آن هدايت يافتن به وجود چراغ است يعنى راه يافتن به نور چراغ. اين علم را علم اجمالى گويند.
ج: از كتاب روشنى بخش پيروى كند و اين معرفت حقايق است به واسطه. هم چنان كه شخص ديگرى به وجود چراغ در جايى خبر دهد و اين خبر دهنده مورد اعتماد باشد. چون مجادله كنندگان اين سه را قبول ندارند پس هرگز به حقيقت نخواهند رسيد.
[٢١] تقديس پدران: به اين معنى است كه كسى سخن حق را رها كند، زيرا با اعتقادات پدران و نياكانش مخالف است. قرآن با اين عقده روانى مبارزه مىكند. اينان مىپندارند پيروى از عقايد نياكان به معنى احترام به ايشان است.
/ ١٦٧ «وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا- و چون به آنها بگويند از آنچه خدا نازل كرده است متابعت كنيد گويند: نه، ما از آيينى كه پدران خود را بر آن يافتهايم متابعت مىكنيم.» قابل توجه است كه نسلهاى بعد از جنبههاى منفى ميراث پدران پيشين خود متابعت كنند. قرآن مخالف ارزشهاى جاهلى است، زيرا انسانى كه پيروى عقل خود مىكند بايد از ارزشهاى واقعى و درست پيروى نمايد و آن ارزشها يا علم است يا هدايت يا كتاب خدا. از اين رو اين عقيده را بر آنان عيب مىگيرد
«أَ وَ لَوْ كانَ الشَّيْطانُ يَدْعُوهُمْ إِلى عَذابِ السَّعِيرِ- آيا اگر چه شيطان به عذاب آتششان فرا خوانده باشد.» آيا حاضرند بازهم همراه پدران خود باشند در صورتى كه سرانجام راهشان آتش است؟
[٢٢] گاه انسان به نعمتهاى خدا آگاهى دارد. از اين رو خود را براى