تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٢ - شرح آيات
شامگاه در زير خاك خفته. يا شب به خواب رفتند و چشمشان طلوع خورشيد را نديد.
مؤمن به لطف و رحمت پروردگارش به زنده ماندن خود اميد مىبندد و همين امر سبب مىشود كه براى آيندهاش نقشه بكشد و در عين حال به نظر عبرت بنگرد و از زوال عمر بترسد به عبارت ديگر مؤمن كسى است كه ميان بيم و اميد زندگى كند.
لقمان به پسرش اندرز مىداد كه: اى پسر، از خدا بترس، ترسيدنى كه اگر در روز قيامت با ثواب جن و انس حاضر شوى باز هم بترسى كه مبادا تو را به دوزخ برند و اميدت به خدا چنان باشد كه اگر با گناه همه جن و انس به صحراى محشر روى اميد آمرزش و بهشت را از دست نداده باشى.
پسر گفت: اى پدر چگونه چنين توانم و حال آن كه مرا يك دل بيش نيست.
لقمان گفت: پسرم اگر قلب مؤمن را بيرون آورند در آن دو نور توانند ديد.
نور خوف و نور اميد.
اگر آن دو را با هم بسنجند به وزن يك ذره با هم تفاوت ندارند.
لقمان سپس افزود: اى پسر به دنيا ميل مكن و دل خود به آن مشغول مدار، خداوند مخلوقى نيافريده كه در نظر او خوارتر از دنيا باشد. نديدهاى كه نعمتهاى دنيا را پاداش فرمانبرداران از خود، قرار نداده است و بلاى آن را عقوبت گناهكاران؟
ثالثا: بيشتر مردم را مىبينى كه عينكهاى رنگارنگ بر چشم مىگذارند. و از پشت آنها به مردم نگاه مىكنند. اينان هيچ كس را به رنگ حقيقىاش نمىبينند.
فرهنگ بشرى و برداشتهاى مادى كه در دل جاى مىگيرند به مثابه عدسيهاى رنگين هستند كه نمىگذارند نور حقايق به اعماق دل نفوذ كند.
/ ١٦٣ در حالى كه نگاههاى مؤمن هرگز از كانالهاى مادى نمىگذرد. نظر او به حقايق چون نظر طفل بىگناه است. از اين رو نگاه او به اعماق نفوذ مىكند. چون به حركت فلك و آنچه در آسمانها و زمين است از نعمتهاى خدايى بنگرد، نگاهش