تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٦ - شرح آيات
[٧] ممكن نيست شعله هدايت را به كلى در قلب بشر خاموش كرد. بلكه فرضا هم كه ضعيف شود باز هم كورسويى از آن باقى خواهد ماند و هر چه شهوات متراكم شوند باز هم پرتو ضعيفى از عقل برجاست. خداوند بدين وسيله مىخواهد حجت را تمام كند.
با آن كه فرعون به قله عناد رسيده بود و دعوى خدايى مىكرد ولى هرگز نتوانست پرتو فطرت را به كلى در دل خود خاموش سازد. اين است كه در آخرين لحظه مىگويد «به پروردگار موسى و هارون ايمان آوردم». بلى. انسان ممكن است با فطرت خود در فكرش و روشش مخالفت ورزد. از اين رو او را مىيابيم كه در آن انديشههاى پليد كه در ضمير اوست پا برجاست و از عوامل هدايت مىگريزد
«وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً- و چون آيات خدا بر آنها خوانده شود با خودپسندى روى برگردانند.» و در عناد به حدى رسيدهاند كه
«كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها- چنان كه گويى آن را نشنيدهاند.» نمىگويد «آن را نشنيدهاند» مىگويد «گويى نشنيدهاند» يعنى اگر بخواهد باز هم مىتواند پنبه غفلت را از گوش به در آورد و بشنود.
/ ١٣١ «كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً- يا همانند كسى است كه گوشهايش سنگين شده باشد.» اين سنگينى گوش به «وقر» تعبير شده و آن حجابى است ميان او و آيات خدا.
اين حالت گاه به سبب افكارى است كه از سابق در مغز انسان لانه كرده است و گاه به سبب عواملى آنى است چون استكبار.
بطور كلى معيارهاى غلطى كه انسان در ارزشيابى افكار و اشخاص و اشياء گرفتار آن مىشود، چنين نتايج غلط را به بار مىآورد.
«فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ- او را به عذابى دردآور بشارت ده.» خداى تعالى در يك جا مىگفت: «عذاب خوار كننده» زيرا جزاى