تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٣ - شرح آيات
[٦] سياق و روش قرآن اين است كه مسائل مختلف و حقايق را با بيان اضدادشان به ما مىشناساند. مثلا از آتش ياد مىكند تا ما بهشت را بشناسيم و با ذكر كفر، ايمان را به ما مىشناساند. در اين جا از حالت مخالف احسان ياد مىكند.
در آن جا هر كس به خاطر هدايت، چيزى در راه خدا انفاق كند در نتيجه اساس هدايت را به احسان و انفاق در سرزمين دل خود استوار مىسازد. و كسى هم هست كه در راه ضلالت خرج مىكند و سخنان بيهوده و باطل مىخرد. هر دو از مال و جان خود مايه مىگذارند ولى يكى براى هدايت و ديگرى براى ضلالت.
«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ- بعضى از مردم خريدار سخن بيهودهاند تا به نادانى مردم را از راه خدا گمراه كنند.» ولى چرا هدف اينان گمراهى است تا آن جا كه مىبينى سخنان باطل را مىخرند؟ زيرا مىبينند كه حق با خودخواهىهايشان سازگار نيست كاملا بر عكس نيكوكاران كه حق را محور خود مىبينند. دل انسان محال است كه همواره خالى بماند. پس اگر آن را به ايمان و علم پر ننمود خانهاى براى لهو و انحرافات خواهد بود.
/ ١٢٧ لهو گفتار و كردارى است كه هيچ هدفى نداشته باشد و سرانجام به زيان انسان باز مىگردد. پس اينان چند درهم مىدهند و لهو را مىخرند. براى به دست آوردن آن عمر عزيز را هدر مىدهند. مثلا فيلمها و نوارها و مجلات و كتابهاى منحرف را مىخرند. مسلم است كه اينها انسان را از آيات خدا دور مىسازند.
«وَ يَتَّخِذَها هُزُواً- قرآن را به مسخره مىگيرند.» بر عكس نيكوكاران كه به آيات خدا راه خود مىيابند و به فيض «هدى و رحمة للمحسنين» نائل مىآيند. و اين از خطرناكترين مراحلى است كه بشر در طريق ضلالت خود به آن مىرسد.
«أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ- نصيب اينان عذابى است خوار كننده.»