الصحيفة السجادية - فیض الاسلام - الصفحة ٣٥٤ - دعاى چهل و هفتم از دعاهاى امام عليه السلام است در روز عرفه
مكن كه با آن دلم سخت شود (در قرآن كريم «س ١٩ ى ٧٥» فرموده: قُلْ مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا حَتَّى إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذابَ وَ إِمَّا السَّاعَةَ يعنى «اى پيغمبر ما بآنانكه بمال و دارائى و جاه و جلال ميبالند و خدا را نافرمانى ميكنند» بگو: كسانيكه در راه ضلالت و گمراهى اند «خلاف دستور شرع رفتار مينمايند» خداى مهربان آنان را مهلت و طول عمر ميدهد تا هنگاميكه آنچه را بيم داده ميشوند ببينند، و آن يا عذاب و گرفتارى «در دنيا» يا فرا رسيدن «سختى» روز قيامت است، و «س ٥٧ ى ١٦» فرموده: فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ يعنى پس اهل كتاب «مانند يهود و نصارى» عمرهاشان «در غفلت و بيخبرى و آرزوى دراز» بطول انجاميد و «بسبب آن» دلهاشان سخت گرديد) و بر من مصيبت و سختى مفرست كه بر اثر آن نيكوئى و خوشى و بزرگيم برود، و مرا بپستىاى كه بر اثر آن منزلت و گرامى داشتنم (در نظر مردم) كوچك و خوار گردد، و عيب و زشتىاى كه بجهت آن مقام و ارزش من دانسته نشود گرفتار مساز-] [١٢٢ و (از عذابت) چنان مترسانم كه بوسيله آن (از عفوت) نوميد گردم، و چنان بيمناكم مگردان كه در آن هنگام ترس در دل افكنم، ترسم را در تهديدت (از عذاب روز رستاخيز) و بيمم را از مهلت دادنت (تا آنجا كه براى عذر و بهانه آوردنم حجت و دليلى نباشد) و انذار و ترساندنت (بوسيله پيغمبر و اوصياء آن حضرت عليهم السلام) و هراسم را هنگام خواندن جملات (قرآن) خود قرار ده-] [١٢٣ و شبم را آباد (شايسته) گردان به بيدار نمودنت مرا در آن