الصحيفة السجادية - فیض الاسلام - الصفحة ٣٤ - دعاى يكم از دعاهاى امام عليه السلام است(در حمد و سپاس خداى تعالى و همواره روش آن حضرت چنين بوده)
كه در قرآن كريم است فرمود: تجزى براى آنست كه گفتهاند: اقتباس از قرآن در حقيقت قرآن نيست بلكه كلامى است شبيه و مانند آن پس اندك تغيير در آن زيانآور نميباشد. و در قرآن مجيد «س ٤٤ ى ٤١» است:
يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ يعنى) روزى كه دوستى از دوستى چيزى (عذاب و كيفرى) را دفع نكند و ايشان كمك نميشوند (توانائى ندارند كه يكديگر را كمك نمايند)-] [١٣ سپاسى كه از ما باعلى علّييّن (جاهاى بلند بهشت يا ديوان خير يعنى كتابيكه اعمال فرشتگان و صلحاء و نيكوكاران در آن نوشته ميشود) بالا رود، در نامه نوشته شدهاى كه مقرّبين آن را مشاهده نموده نگهدارى مينمايند (يا روز قيامت بآنچه در آن است گواهى ميدهند)-] [١٤ سپاسى كه چشمهاى ما بآن روشن گردد آن هنگام كه ديدهها (ى مردم) خيره و دوخته شود (بطوريكه از سختى عذاب بر هم نتوانند زد) و چهرههاى ما بآن سفيد گردد آن هنگام كه روها (يا پوست اندام) سياه شود (اين جمله اشاره است بفرمايش خداى تعالى «س ٣ ى ١٠٦» يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ يعنى روزيكه چهرهها «ى مؤمنين» سفيد روها «ى كافرين و منافقين» سياه گردد، و سفيد و سياه بودن روها در آن روز «چنانكه سيّد نعمت اللّه جزائرى عليه الرّحمة در شرح صحيفه خود مسمّى بنور الأنوار فرموده:» يا آنست كه حقيقتا روها سفيد و سياه ميشود و يا آنكه سفيد و سياهى آنها كنايه از نيكى و زشتى كردار است)-] [١٥ سپاسى كه بآن از آتش دردناك خدا رسته بجوار رحمتش رهسپار شويم (و اينكه آتش را بخدا نسبت داده و فرموده: مِنْ اليمِ نارِ اللَّهِ چنانكه در قرآن كريم «س ١٠٤ ى ٦» است: نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ «آتش بر افروخته شده خدا» براى شدّت و سختى آنست كه كسى نتواند آن را خاموش كرده يا از آن رهائى يابد)-]