الصحيفة السجادية - فیض الاسلام - الصفحة ٤٦ - دعاى دوم از دعاهاى امام عليه السلام است پس از اين ستايش در درود بر رسول خدا - صلى الله عليه و آله
(دين تو را) نزديك نمود (با آنها راه يگانگى پيش گرفت)-] [١١ و در راه تو با دورترين (مردم) دوستى كرد-] [١٢ و در باره تو با نزديكترين (خويشان) دشمنى نمود-] [١٣ و در رساندن پيام تو خود را خسته كرد-] [١٤ و با دعوت بدين تو خود را برنج افكند-] [١٥ و بنصيحت و پند كسانيكه آنان را (براه حق) دعوت كردهاى خود را مشغول داشت-] [١٦ و (از مكّه معظمه) هجرت و دورى نمود بشهرهاى غربت (مدينه و اطراف آن) و بجاى دور از جاى خويشاوندان و جاى قدم (پرورشگاهش) و جاى بدنيا آمدن و جاى انس و خو گرفتنش (جمله و مسقط رأسه يعنى جاى فرود آمدن، و بدنيا آمدن از سر منافات ندارد با آنچه در اخبار رسيده كه از خصائص آن حضرت صلّى الله عليه و آله است كه هنگام ولادت از پا بدنيا آمد، زيرا مسقط الراس كنايه از جاى بدنيا آمدن است خواه از سر خواه از سر پا، و روايت شده: چون آن حضرت از مكّه هجرت نمود متوجّه آن گرديد و گمان كرد ديگر بآنجا بر نميگردد، دل شكسته شده گريه كرد، جبرئيل عليه السّلام آمد و اين آيه بر او خواند «س ٢٨ ى ٨٥»: إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ يعنى آنكه «تبليغ» قرآن را بر تو واجب نمود تو را بجايگاه خود باز گرداند) و خواسته آن حضرت از هجرت براى ارجمند نمودن دين تو و يارى خواستن (براى غلبه) بر اهل كفر (ملل مختلفه) بود-] [١٧ تا آنچه (فتح و فيروزى) كه در باره دشمنانت (كافرين بتو) خواسته بود بدست آمد-]