الصحيفة السجادية - فیض الاسلام - الصفحة ١٦٤ - دعاى بيست و چهارم از دعاهاى امام عليه السلام است براى پدر و مادر خود عليهما السلام
براى بنده در سه چيز رخصت قرار نداده «آنها را آسان نشمرده»: اداى امانت و سپرده بنيكو كار و بد كار، و وفاى بعهد و پيمان براى نيكوكار و بد كار، و نيكى بپدر و مادر نيكو كار باشند يا بد كردار. و از زهرى روايت شده كه گفته: علىّ بن الحسين عليهما السّلام با مادرش طعام نميخورد، و بمادر خود خوشرفتارترين مردم بود، از آن حضرت سبب طعام نخوردن با مادر را پرسيدند؟ فرمود:
ميترسم با مادر طعام خورم و چشم او بچيزى از خوردنى سبقت گيرد و من ندانسته آن را بخورم پس عاق او گردم. سيّد نعمت اللّه جزائرى- عليه الرّحمة- در شرح خود بر صحيفه پس از نقل اين روايت مينويسد:
مراد از مادر آن حضرت عليه السّلام در اينجا پرورش دهنده آن حضرت است كه كنيز امام حسين عليه السّلام بوده، و امّا مادر حقيقى آن بزرگوار چنانكه صدوق- رحمه اللّه- از حضرت رضا عليه السّلام روايت نموده هنگام زائيدن از دنيا رفته، پس امام حسين عليه السّلام او را بكنيزى سپرد، و آن حضرت او را مادر ميخواند، و گفته شده: كه مادر آن حضرت عليهما السّلام در واقعه كربلا خود را در فرات انداخت از جهت اينكه صبرش تمام گشته يا از اسيرى ميترسيد، زيرا او از دختران پادشاهان عجم بود و از يزيد گمان ميبرد دشمنى سختى را كه بين پادشاهان عرب و عجم بود، و گفته شده: سيّد السّاجدين عليه السّلام چون آنچه در آن بيابان بسرشان آمده ديد براى مادر خود ترسيد بآنچه كه مادرش بر نفس خويش ميترسيد پس او را بر شتر يا اسبى سوار كرده و روانه ساخت و معلوم نشد بكجا رفت، و گفته شده:
او را بكوهى در خراسان برد و در آنجا مرد، و آن كوه «كه از سلسله جبال خراسان است» الآن بين مردم طهران معروف است كه آن را زيارت ميكنند و بآن تبرّك ميجويند، و براى اين گفتار از اخبار شواهديست، خلاصه مادر حقيقى آن حضرت پس از واقعه كربلا ديده نشده است، و آنچه روايت شده كه آن حضرت عليه السّلام چون از شام برگشت مادرش را بمولى و غلام خود شوهر داد، مراد از مادر پرورش دهنده آن بزرگوار بود، نه مادر حقيقى او چنانكه بسيارى از دانشمندان گمان كردهاند، زيرا پذيرفتنى نيست كه دختر يزدجرد پادشاه عجم هنگامى كه خواستند او را شوهر دهند بكسى جز حسين عليه السّلام تن نداد