الصحيفة السجادية - فیض الاسلام - الصفحة ٢٣٧ - دعاى سى و چهارم از دعاهاى امام عليه السلام است هنگاميكه گرفتار ميشد يا گرفتار شده برسوائى گناهى را مي ديد
از او موسى ابن جعفر، پس از او علىّ ابن موسى، پس از او محمّد ابن علىّ، پس از او علىّ ابن محمّد، پس از او حسن ابن علىّ، پس از او هم نام و هم كنيه من حجّت و دليل خدا در زمين و بازمانده او در بين بندگانش: محمّد ابن حسن ابن علىّ، او است كه خداى عزّ و جلّ بر دستهاى او مشارق و مغارب زمين «هر كجا كه خورشيد طلوع و غروب نمايد يعنى همه جهان» را ميگشايد، و او است كه از پيروان و دوستان خود غيبت نموده پنهان ميگردد و چنان پنهانى كه در آن بر قول بامامت او ثابت و پابرجا نميماند جز كسيكه خدا دل او را براى ايمان آزمايش نموده «ايمانش محكم و استوار» است، جابر گفت گفتم: يا رسول اللّه آيا شيعه آن بزرگوار از او در زمان غيبتش سود ميبرد؟ فرمود: آرى قسم بآن كسيكه مرا بحقّ و درستى بر انگيخت از نور و روشنائى «وجود مقدّس» او روشنائى ميطلبد و از ولايت و دوستى او در غيبتش بهرهمند ميگردند مانند بهره بردن مردم از خورشيد هر چند ابر در جلو آن بر آيد، اى جابر اين «گفتار» از راز و علم خدا است كه «از ديگران» پنهان ميباشد، پس تو آن را پنهان كن جز از كسيكه شايسته آن است).-]