الصحيفة السجادية - فیض الاسلام - الصفحة ١٥٧ - دعاى بيست و سوم از دعاهاى امام عليه السلام است هنگاميكه تندرستى و سپاس بر آن را از خدا درخواست مي نمود
هر كه از جنّ و انس براى پيغمبرت و خاندانش (حضرت زهراء و ائمّه اطهار عليهم السّلام) جنگى (دشمنى) بر پا كرده و آشكار ساخته، و از شرّ هر حيوان كه تو موى جلو سر آنها را گيرندهاى (بر آنها تسلّط دارى) پناه ده، زيرا تو بر راه عدل و راستى (پس كسيكه بتو پناه برد تباه نميگردد، و كسيكه ستم كند از چنگ تو نميرهد)-] [٧ بار خدايا بر محمّد و آل او درود فرست، و هر كه را درباره من آهنگ بدى نمايد از من بازگردان، و مكرش (آشكار نمودن خلاف پنهان) را از من دور ساز، و بدى او را از من دفع نما، و مكرش را در گردنش (بخود او) باز گردان-] [٨ و سدّى (حائلى) برابرش قرار ده تا چشمش را از (ديدن) من كور و گوشش را از شنيدن من كر سازى، و دلش را هنگام ياد من قفل زنى (مانع شوى كه بياد من آيد) و زبانش را (از گفتگوى) درباره من لال گردانى، و سرش را بكوبى (او را پست نمائى) و ارجمنديش را خوار كنى، و بزرگيش را درهم شكنى، و بر گردنش طوق خوارى بياويزى، و سرفرازيش را بر هم زنى، و مرا از همه زيان و بدى و طعنه (زشتى گفتن) و غيبت (پشت سر سخن بيان كردن) و عيب جوئى و رشك بردن و دشمنى و بندها و دامها و پيادگان و سواران (ياران و همراهان و پيروان) او ايمن فرما، زيرا تو (بهر چيز) غالب و قادرى (كسى تو را جلوگيرى نميتواند، و چيزى تو را ناتوان نمينمايد).-]