الصحيفة السجادية - فیض الاسلام - الصفحة ١٥٦ - دعاى بيست و سوم از دعاهاى امام عليه السلام است هنگاميكه تندرستى و سپاس بر آن را از خدا درخواست مي نمود
مرا زنده دارى در اين سال و در هر سال (زيد شحّام گفته بحضرت صادق عليه السّلام گفتم: چيست براى كسيكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را زيارت كند؟ فرمود: مانند كسى است كه خداى عزّ و جلّ را در بالاى عرش خود زيارت نمايد، گفت گفتم: چيست براى كسيكه يكى از شما «ائمّه معصومين» را زيارت نمايد؟
فرمود: مانند كسى است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را زيارت كند) و آن حجّ و عمره و زيارت قبور پيغمبر و آل او را پذيرفته و پسنديده و در نظر داشته و اندوخته نزد خود (براى روز رستاخيزم) قرار ده-] [٥ و زبانم را بحمد و سپاس و ياد و ستايش نيك بر خود گويا كن (توفيق عطا فرما) و دلم را براى مقاصد دينت بگشا (قابل و آماده ساز)-] [٦ و من و فرزندانم را از شيطان رانده شده (از رحمت) و از شرّ و بدى جانور زهردار نكشنده (مانند زنبور و كژدم) و جانور زهردار كشنده (مانند مار) و همه جانوران و چشم زخم، و از شرّ هر شيطان سركشى (تباهكاران و گمراه كنندگان) و از شرّ هر پادشاه ستمگرى، و از شرّ هر فرو رفته در ناز و نعمت كه خدمتگزارانش او را تعظيم نموده فرمانهايش را زود انجام ميدهند، و از شرّ (گفتار و كردار) هر ناتوان و توانائى، و از شرّ هر بزرگوار و پستى، و از شرّ هر خرد و بزرگى، و از شرّ هر نزديك و دورى (خويشان و بيگانگان) و از شرّ