آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤
میخواهیم بگوییم میان دو طرف نوعی عدم وفاق وجود دارد ، اگر این طرف باشد آن طرف نخواهد بود و اگر آن طرف باشد این طرف نخواهد بود ، مثل آن که میگوییم : " عدد یا جفت است یا طاق " یعنی امکان ندارد یک عدد خاص ، هم جفت باشد و هم طاق ، و مثل آن که میگوییم : " یا زید ایستاده است و یا عمرو نشسته است " یعنی عملا ممکن نیست که هم زید ایستاده باشد و هم عمرو نشسته . در قضایای شرطیه متصله که رابطه میان دو طرف ، تلازم است ، واضح است یک نوع تعلیق و اشتراط در کار است . مثل این که میگوییم : " اگر برق در ابر بجهد آواز رعد شنیده میشود " یعنی شنیدن آواز رعد مشروط و معلق است به جهیدن برق . پس شرطیه نامیدن قضایای متصله روشن است . ولی در قضایای منفصله که رابطه از نوع تعاند است مثل : " عدد یا جفت است و یا طاق " تعلیق و اشتراط در ظاهر لفظ نیست ولی در حقیقت مثل این است که هر کدام مشروط و معلقاند به عدم دیگری ، یعنی اگر جفت است طاق نیست و اگر طاق است جفت نیست ، و اگر جفت نیست طاق است و اگر طاق نیست جفت است . پس معلوم شد که قضیه در تقسیم اولی منقسم است به : حملیه و شرطیه ، و قضیه شرطیه منقسم است به : متصله و منفصله . و هم معلوم شد که قضیه حملیه کوچکترین واحد قضیه است . زیرا قضایای حملیه از ترکیب مفردها یا مرکبهای ناقص به وجود میآید ، اما قضایای شرطیه از ترکیب چند قضیه حملیه و یا از ترکیب چند شرطیه کوچکتر به وجود میآیند که آن شرطیههای