آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨
درشتی و نرمی را ، سردی و گرمی را ، با همین حواس تشخیص میدهیم و شک نداریم که عین حقیقت است و خطا نیست . همچنین عقل ما جایز الخطا است . منطق برای جلوگیری از خطای عقل در استدلالاتش تدوین شده است . در عین حال اکثر استدلالات عقلی ما حقیقت است . ما آنگاه که مثلا قلمهای زیادی داد و ستد داریم و بدهیها را یک جا و بستانکاریها را جای دیگر جمع و از یکدیگر تفریق میکنیم ، یک عمل فکری و عقلانی انجام میدهیم و اگر در حین عمل دقت کافی کرده باشیم شک نداریم که حاصل جمع و تفریق ما عین حقیقت است . ولی " سوفیست " های یونانی که قبلا هم از آنها یاد کردیم ، تفاوت " حقیقت " و " خطا " را منکر شدند و گفتند هر کس هر گونه احساس کند و هر گونه بیندیشد برای او همان " حقیقت " است . آنها گفتند مقیاس همه چیز انسان است . سوفیستها یا سوفسطائیان اساسا " واقعیت " را انکار کردند و چون " واقعیت " را انکار کردند دیگر چیزی باقی نماند تا ادراکات و احساسات انسان در صورت مطابقت با آن " حقیقت " باشد و در صورت عدم مطابقت " خطا " . این گروه معاصر با سقراط اند . یعنی عصر سقراط مقارن است با پایان دوره سوفسطائیان . سقراط و افلاطون و ارسطو بر ضد اینها قیام کردند . پروتاگوراس و گورگیاس دو شخصیت معروف سوفسطائی میباشند . در دورههای بعد از ارسطو ، در اسکندریه گروهی دیگر