آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤
خویش را ( منطق دیالکتیک ) بر اساس انکار اصل " امتناع اجتماع نقیضین و امتناع ارتفاع نقیضین " بنا نهاده است ، و ما بعدا در درسهای کلیات فلسفه درباره این مطلب بحث خواهیم کرد . اما قسم دوم حکمش این است که صدق هر یک مستلزم کذب دیگری است ، اما کذب هیچکدام مستلزم صدق دیگری نیست . یعنی محال است که هر دو صادق باشند ولی محال نیست که هر دو کاذب باشند . مثلا اگر بگوییم : " هر الف ب است " و باز بگوییم " هیچ الفی ب نیست " محال است که هر دو قضیه صادق باشند یعنی هم هر الف ، ب باشد و هم هیچ الفی ب نباشد . اما محال نیست که هر دو کاذب باشند یعنی نه هر الف ب باشد و نه هیچ الف ب نباشد ، بلکه بعضی الفها ب باشند و بعضی الف ها ب نباشند . اما قسم سوم حکمش این است که کذب هر یک مستلزم صدق دیگری است ، اما صدق هیچکدام مستلزم کذب دیگری نیست ، یعنی محال است که هر دو کاذب باشند ، اما محال نیست که هر دو صادق باشند . مثلا اگر بگوییم : " بعضی از الفها ب هستند " و " بعضی از الفها ب نیستند " مانعی ندارد که هر دو صادق باشند اما محال است که هر دو کاذب باشند . زیرا اگر هر دو کاذب باشند ، کذب جمله " بعضی الفها ب هستند " این است که هیچ الفی ب نباشد . کذب " بعضی الفها ب نیستند " این است که هر الفی ب باشد ، و ما قبلا در قسم دوم گفتیم که محال است دو قضیه متحد الموضوع و المحمول که هر دو کلی باشند و یکی موجبه و