آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢
میگیریم و مطالعات خود را درباره آن ( واحد ) که شامل همه چیز است ادامه میدهیم . ما اگر جهان را به یک اندام تشبیه کنیم میبینیم که مطالعه ما درباره این اندام دو گونه است : برخی مطالعات ما مربوط است به اعضاء این اندام ، مثلا سر یا دست یا پا یا چشم این اندام ، ولی برخی مطالعات ما مربوط میشود به کل اندام مثل این که آیا این اندام از کی به وجود آمده است و تا کی ادامه مییابد ؟ و آیا اساسا ( کی ) درباره مجموع اندام معنی و مفهوم دارد یا نه ؟ آیا این اندام یک وحدت واقعی دارد و کثرت اعضاء کثرت ظاهری و غیر حقیقی است یا وحدتش اعتباری است و از حد وابستگی ماشینی یعنی وحدت صناعی تجاوز نمیکند ؟ آیا این اندام یک مبدأ دارد که سایر اعضاء از آن به وجود آمدهاند ؟ مثلا آیا این اندام سر دارد و سر اندام منشأ پیدایش سایر اعضاء است یا اندامی است بی سر ؟ آیا اگر سر دارد ، سر این اندام از یک مغز شاعر و مدرک برخوردار است و یا پوک و خالی است ؟ آیا تمام اندام حتی ناخن و استخوان از نوعی حیات و زندگی برخوردار است و یا شعور و ادراک در این اندام محدود است به برخی موجودات که تصادفا مانند کرمی که در یک لش مرده پیدا میشوند پیدا شده است و آن کرمها همانها است که به نام حیوان و از آن جمله انسان خوانده میشوند ؟ . آیا این اندام در مجموع خود هدفی را تعقیب میکند و بسوی کمال و حقیقتی روان است یا موجودی است بیهدف و بیمقصد ؟ آیا پیدایش و زوال اعضاء تصادفی است یا قانون علیت