آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧
میکنیم و از لحاظ دوم ، مانند آینهای است که در آن صورتها را مینگریم . مثلا گاهی میگوییم : " انسان نوع است " ، " حیوان جنس است " . بدیهی است که مقصود این است که طبیعت انسان از آن نظر که در ذهن است و کلی است نوع است ، و طبیعت حیوان از آن نظر که در ذهن است و کلی است جنس است ، و بدیهی است که مقصود این نیست که افراد انسان و افراد حیوان نوع یا جنساند . اما گاهی میگوییم : " انسان تعجب میکند " ، " انسان میخندد " . در اینجا مقصود افراد انساناند یعنی افراد انسان تعجب میکنند ، و بدیهی است که در اینجا مقصود این نیست که طبیعت کلی انسان که در ذهن است تعجب کننده است . قضایای قسم اول ، یعنی قضایایی که موضوع آن قضایا طبیعت کلی است و طبیعت کلی از آن جهت که یک کلی است و در ذهن است موضوع قرار داده شده است ، قضایای طبیعیه نامیده میشود . مثل : " انسان کلی است " ، " انسان نوع است " ، " انسان اخص از حیوان است " ، " انسان اعم از زید است " و امثال اینها . قضایای طبیعیه ، صرفا در فلسفه الهی که درباره ماهیات تحقیق میشود مورد استعمال دارد ، ولی در علوم دیگر هیچگاه به کار نمیآیند . آنجا که طبیعت کلی وسیلهای برای ارائه افراد باشد ، به نوبه خود بر دو قسم است ، مثل این که بگوییم : " انسان عجول است " ، " همه انسانها با فطرت توحیدزاده میشوند " ، " بعضی