آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥
آنها را " بدیهیات " اولیه مینامند و از آن جمله است مقدماتی که آنها را " مشهورات " میخوانند . مثلا این که " دو شیء مساوی با شیء سوم ، خودشان مساوی یکدیگرند " که با جمله " مساوی المساوی مساو " بیان میشود و همچنین این که " محال است یک حکم با نقیضش در آن واحد صدق کنند " اموری بدیهی به شمار میروند و اما این که " زشت است انسان در حضور دیگران دهانش را به خمیازه باز کند " یک امر مشهوری است . استناد و استدلال به بدیهیات ، " برهان " نامیده میشود . اما استناد و استدلال به " مشهورات " جزء جدل به شمار میرود . پس حکمت جدلی ، یعنی حکمتی که بر اساس مشهورات در مسائل جهانی و کلی استدلال کند . متکلمان ، غالبا پایه استدلالشان بر این است که فلان چیز زشت است و فلان چیز نیک است . متکلمین ، به اصطلاح بر اساس " حسن و قبح عقلی " استدلال میکنند . حکما مدعی هستند که حسن و قبحها همه مربوط است به دائره زندگی انسان ، درباره خدا و جهان و هستی با این معیارها نمیتوان قضاوت کرد . از این رو حکما کلام را حکمت جدلی مینامند . حکما معتقدند که اصول اساسی دین ، با مقدمات برهانی و متکی بر بدیهیات اولیه بهتر قابل استدلال است تا با مقدمات مشهوری و جدلی و چون در دوره اسلامی ، خصوصا در میان شیعه ، تدریجا فلسفه بدون آن که از وظیفه بحث آزاد خود خارج گردد و