آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٠
٣ - در منطق ارسطویی ارزش عمده از آن قیاس است ، و قیاس از دو
مقدمه تشکیل میگردد . مثلا قیاس اقترانی از صغرا و کبرا تشکیل میشود .
قیاس ، مفید فایدهای نیست ، زیرا اگر مقدمتین قیاس معلوم باشد نتیجه
خود بخود معلوم است و اگر مقدمتین مجهول باشد نتیجه مجهول است ، پس
فایده قیاس چیست ؟ جواب این است که صرف معلوم بودن مقدمتین کافی
نیست برای معلوم بودن نتیجه . نتیجه آنگاه معلوم میگردد که مقدمتین "
اقتران " پیدا کنند . اقتران که مولد نتیجه است نظیر آمیزش جنسی نر و
ماده است که بدون آمیزش ، فرزند پدید نمیآید . چیزی که هست اگر اقتران
به طرز صحیحی صورت گیرد نتیجه درست است و اگر به طرز ناصحیحی صورت
گیرد نتیجه غلط به دست میآید . کار منطق این است که اقتران صحیح را از
اقتران ناصحیح باز مینماید .
٤ - در قیاس اگر مقدمتین درست باشد نتیجه درست است ، و اگر مقدمتین
غلط باشد نتیجه خواه ناخواه غلط است ، پس این منطق نمیتواند تأثیری در
تصحیح خطاها داشته باشد زیرا درست و نادرست بودن نتیجه صرفا تابع درست
و نادرست بودن
> کردند از افراط به تفریط گرائیدند . گمان کردند که جز استقراء و تجربه راهی برای کسب و تحصیل معلومات نیست یعنی راه قیاس را به کلی نفی کردند . ولی بعد از دو سه قرن روشن شد که هر یک از قیاس و استقراء و تجربه ( که به قول ابن سینا مخلوطی است از این دو ) در جای خود مفید و لازم است و آنچه مهم است شناخت موارد استفاده از اینها است . اینجا است که علمی بسیار مفید به وجود آمد به نام " متدولوژی " یا " روش شناسی " که محل استفاده هر یک از این روشها را روشن میکند . این علم هنوز مراحل اولیه خود را طی میکند .