آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٦
چیزی وجود ازلی و دائم و مستمر داشته باشد حتما بینیاز از علت است ، و
حال آن که مطلب اینچنین نیست . نیازمندی و بینیازی یک شیء نسبت به
علت ، به ذات شیء مربوط است که واجب الوجود باشد یا ممکن الوجود [١] ، و ربطی به حدوث و قدم او ندارد . مثلا شعاع خورشید از خورشید است .
این شعاع نمیتواند مستقل از خورشید وجود داشته باشد . وجودش وابسته به
وجود خورشید و فائض از او و ناشی از او است ، خواه آن که فرض کنیم
زمانی بوده که این شعاع نبوده است و خواه آن که فرض کنیم که همیشه
خورشید بوده و همیشه هم تشعشع داشته است . اگر فرض کنیم که شعاع خورشید
ازلا و ابدا با خورشید بوده است لازم نمیآید که شعاع بینیاز از خورشید
باشد .
فلاسفه مدعی هستند که نسبت جهان به خداوند نسبت شعاع به خورشید است ،
با این تفاوت که خورشید به خود و کار خود آگاه نیست و کار خود را از
روی اراده انجام نمیدهد ولی خداوند به ذات خود و به کار خود آگاه است .
در متون اصلی اسلامی گاهی به چنین تعبیراتی بر میخوریم که جهان نسبت به
خداوند به شعاع خورشید تشبیه شده است . آیه کریمه قرآن میفرماید :
« الله نورالسموات والارض . »[٢] مفسران در تفسیر آن گفتهاند :
[١] حکماء این مطلب را با این تعبیر بیان میکنند : ( مناط احتیاج شیء به علت ، امکان است نه حدوث ) برای تفصیل این مطلب رجوع شود به کتاب ( علل گرایش به مادیگری ) از ( استاد شهید ) مرتضی مطهری . [٢] سوره نور ، آیه . ٣٥