آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥
و اگر رابطه وجود با او منفی و امتناعی است یعنی محال است که موجود باشد بلکه ضرورتا و وجوبا باید نباشد ، آن چیز را ممتنع الوجود مینامیم . مثل جسمی که در آن واحد هم کروی باشد و هم مکعب . و اما اگر رابطه وجود با آن معنی رابطه امکانی است ، یعنی آن معنی ، ذاتی است که نه از وجود ابا دارد و نه از عدم ، ما آن چیز را ممکن الوجود مینامیم . همه اشیاء عالم مانند : انسان و حیوان و درخت و آب و . . . که به حکم یک سلسله علل پدید میآیند و سپس معدوم میگردند ، ممکن الوجودند . مسأله دیگر درباره وجوب و امکان این است که هر ممکن الوجود بالذات ، به واسطه علتش واجب الوجود میشود ، اما واجب الوجود بالغیر نه بالذات . یعنی هر ممکن الوجود اگر مجموع علل و شرائطش موجود شود حتما موجود میشود و واجب الوجود بالغیر میگردد . و اگر موجود نگردد - حتی اگر یکی از شرائط و یکی از اجزاء علتش مفقود باشد - ممتنع الوجود بالغیر میگردد. از اینرو فلاسفه میگویند : " الشیء ما لم یجب لم یوجد " یعنی هر چیزی تا وجودش به مرحله وجوب و ضرورت نرسد موجود نمیگردد . پس هر چیزی که موجود شده و میشود به حکم ضرورت و وجوب و در یک نظام قطعی و تخلف ناپذیر موجود میگردد . پس نظام حاکم بر جهان و اشیاء یک نظام ضروری و وجوبی و قطعی و تخلف ناپذیر است و به اصطلاح فلاسفه امروز نظام حاکم بر جهان