آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٦
میبندد نوعی دیگر از وجود خوانده شود به نام وجود دیواری یا کاغذی . ما اگر تصویرات ذهنی را به نوعی " وجود " برای شیء تصویر شده تعبیر کنیم در حقیقت یک " مجاز " به کار بردهایم نه حقیقت ، و حال این که سرو کار فلسفه باید با حقیقت باشد . دیگر این که مسأله وجود ذهنی در حقیقت مربوط به انسان است و یکی از مسائل روانی انسانی است و چنین مسألهای میبایست در روانشناسی مطرح شود نه در فلسفه زیرا مسائل فلسفه مسائل کلی است و مسائل جزئی مربوط به علوم است . در پاسخ پرسش اول میگوییم که رابطه صورت ذهنی با شیء خارجی ، مثلا رابطه کوه و دریای ذهنی با کوه و دریای خارجی ، بسی عمیقتر است از رابطه عکس کوه و دریای روی کاغذ یا دیوار ، با کوه و دریای خارجی . اگر آنچه در ذهن است تنها یک تصویر ساده میبود هرگز منشأ آگاهی نمیشد همچنانکه تصویر روی دیوار منشأ آگاهی دیوار نمیگردد . بلکه تصویر ذهنی عین آگاهی است . فلاسفه در مسأله وجود ذهنی به اثبات رسانیدهاند که علت آگاهی ما به اشیاء خارجی این است که تصویرات ذهنی ما یک تصویر ساده نیست بلکه نوعی وجود یافتن ماهیت اشیاء خارجی است در ذهن ما ، و از همین جا پاسخ پرسش دوم نیز روشن میشود ، و آن این که هر چند مسأله تصویرات ذهنی از یک نظر یک مسأله روانی انسانی است و از همان نظر باید در علم معرفةالنفس مورد بحث قرار گیرد ، ولی از آن نظر که ذهن انسان واقعا یک نشأه دیگر از وجود است و سبب میگردد که هستی در