آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٠
نمیدهد ، همچنان که در مورد حکماء ایران باستان نیز سندی ارائه نمیدهد . حتما اگر سندی در دست میداشت ارائه میداد و مسألهای را که مورد علاقهاش بود اینگونه به ابهام و اجمال برگزار نمیکرد . برخی از نویسندگان تاریخ فلسفه ضمن شرح عقائد و افکار افلاطون ، به هیچ وجه از روش اشراقی او یاد نکردهاند . در ملل و نحل شهرستانی ، تاریخ فلسفه دکتر هومن ، تاریخ فلسفه ویل دورانت ، سیر حکمت در اروپا ، نامی از روش اشراقی افلاطون به گونهای که شیخ اشراق مدعی است برده نشده است . در سیر حکمت در اروپا ، نامی از روش اشراقی افلاطون به گونهای که شیخ اشراق مدعی است برده نشده است . در سیر حکمت در اروپا موضوع عشق افلاطونی را یادآوری میکند و از زبان افلاطون میگوید : " روح پیش از آمدن به دنیا ، زیبائی مطلق را دیده و چون در این دنیا زیبائی ظاهر را میبیند به یاد زیبائی مطلق میافتد و غم هجران به او دست میدهد . عشق جسمانی مانند حسن صوری ، مجازی است . اما عشق حقیقی چیز دیگر است و مایه ادراک اشراقی و دریافت زندگی جاوید میگردد " . آنچه افلاطون در مورد عشق گفته است که بعدها به نام عشق افلاطونی خوانده میشود عشق زیبائیها است که به عقیده افلاطون لااقل در حکیمان ریشهای الهی دارد ، و به هر حال ربطی به آنچه شیخ اشراق در باب تهذیب نفس و سیر و سلوک عرفانی الی الله گفته است ندارد . اما برتراند راسل در جلد اول تاریخ فلسفهاش مکرر از آمیختگی تعقل و اشراق در فلسفه افلاطون یاد میکند ، ولی