آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢
اصطلاحی قراردادی مربوط میشود با یک تغییر و تحول معنوی که به حقیقت یک معنی مربوط میگردد اشتباه شده و نام جدا شدن علوم از فلسفه به خود گرفته است . چنانکه سابقا گفتیم ، کلمه فلسفه یا حکمت در اصطلاح قدما غالبا به معنی دانش عقلی در مقابل دانش نقلی به کار میرفت و لهذا مفهوم این لفظ شامل همه اندیشههای عقلانی و فکری بشر بود . در این اصطلاح ، لغت فلسفه یک ( اسم عام ) و ( اسم جنس ) بود نه ( اسم خاص ) . بعد در دوره جدید این لفظ اختصاص یافت به مابعدالطبیعه و منطق و زیبائی شناسی و امثال اینها . این تغییر اسم سبب شده که برخی بپندارند که فلسفه در قدیم یک علم بود و مسائلش الهیات و طبیعیات و ریاضیات و سایر علوم بود ، بعد طبیعیات و ریاضیات از فلسفه جدا شدند و استقلال یافتند . این چنین تعبیری درست مثل این است که مثلا کلمه ( تن ) یک وقت به معنی بدن در مقابل روح به کار برده شود و شامل همه اندام انسان از سر تا پا بوده باشد ، و بعد اصطلاح ثانوی پیدا شود و این کلمه در مورد از گردن به پائین ، در مقابل ( سر ) به کار برده شود و آنگاه برای برخی این توهم پیدا شود که سر انسان از بدن انسان جدا شده است . یعنی ، یک تغییر و تحول لفظی با یک تغییر و تحول معنوی اشتباه شود . و نیز مثل این است که کلمه ( فارس ) یک وقت به همه ایران اطلاق میشده است و امروز به استانی از استانهای جنوبی ایران اطلاق میشود و کسی پیدا شود و