آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣
که هستی غیر از چیستی است . از طرفی میدانیم که این کثرت ، یعنی دوگانگی ماهیت و وجود ، صرفا ذهنی است ، یعنی در ظرف خارج ، هر چیزی دو چیز نیست . پس یکی از این دو عینی و اصیل است و دیگری اعتباری و غیر اصیل . البته این بحث دامنه درازی دارد و غرض ما در این کلیات ، آشنائی با اصطلاح است . آنچه اینجا باید بدانیم این است که مسأله اصالت وجود و ماهیت سابقه تاریخی زیادی ندارد . این مسأله در جهان اسلام ابتکار شده است . فارابی و بوعلی و خواجه نصیرالدین طوسی و حتی شیخ اشراق بحثی به عنوان اصالت ماهیت و اصالت وجود طرح نکردهاند . این بحث در زمان ( میرداماد ) ( اوائل قرن یازدهم هجری ) وارد فلسفه شد . میرداماد اصالت ماهیتی بود ، اما شاگرد نامدارش " صدرالمتألهین " اصالت وجود را به اثبات رساند و از آن تاریخ همه فلاسفهای که اندیشه قابل توجهی داشتهاند اصالت وجودی بودهاند . ما در جلد سوم اصول فلسفه و روش رئالیسم نقش خاص عرفا و متکلمین و فلاسفه را در مقدماتی که منتهی به پیدایش این فکر فلسفی برای صدرالمتألهین گشت تا اندازهای بیان کردهایم . ضمنا این نکته نیز خوب است گفته شود که در عصر ما ، فلسفهای رونق گرفته که آن نیز گاهی به نام فلسفه اصالت وجود خوانده میشود و آن فلسفه اگزیستانسیالیسم است . آنچه در این فلسفه به نام اصالت وجود خوانده میشود مربوط به انسان است و درباره این مطلب است که انسان بر خلاف سایر اشیاء یک