آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠
پروتاگوراس و یا سوفسطائیان و ایدهآلیستهای جدید از قبیل برکلی را بدهند از راهی وارد نشدهاند که بتوانند رفع شبهه نمایند . از نظر فلاسفه اسلامی راه حل اساسی این شبهه آن است که ما به حقیقت وجود ذهنی پی ببریم . تنها در این صورت است که معما حل میگردد . حکمای اسلامی در مورد وجود ذهنی ، اول به تعریف میپردازند و مدعی میگردند که علم و ادراک عبارت است از نوعی وجود برای ادراک شده در ادراک کننده ، آنگاه به ذکر پارهای براهین میپردازند برای اثبات این مدعا ، و سپس ایرادها و اشکالهای وجود ذهنی را نقل و رد میکنند . این بحث به این صورت در اوایل دوره اسلامی وجود نداشته است ، و به طریق اولی در دوره یونانی وجود نداشته باشد . بنابر آنچه ما تحقیق کردهایم ظاهرا اولین بار وسیله خواجه نصیرالدین طوسی بحثی به این نام وارد کتب فلسفه و کلام شد و سپس جای شایسته خویش را در کتب فلسفه و کلام بازیافت به طوری که در کتب متأخرین مانند صدرالمتألهین و حاج ملا هادی سبزواری جای مهمی دارد . فارابی و بوعلی ، حتی شیخ اشراق و پیروان آنها ، بابی به نام " وجود ذهنی " در کتب خویش باز نکردهاند و حتی به این کلمه تفوه نکردهاند . اصطلاح " وجود ذهنی " بعد از دوره بوعلی پدید آمده است . البته آنچه از کلماتی که فارابی و بو علی به مناسبتهای دیگر طرح کردهاند بر میآید این است که عقیده آنها نیز این بوده است