آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥
اولا خود این استدلال ، قیاس است به شکل اول . زیرا خلاصهاش این است : شکل اول دور است . و دور باطل است . پس شکل اول باطل است . از طرف دیگر چون شکل اول باطل است ، به حکم یک قیاس که هر مبتنی بر باطلی باطل است ، همه اشکال قیاسی دیگر هم که مبتنی بر شکل اول است باطل است . چنان که میبینیم استدلال ابو سعید بر بطلان شکل اول ، قیاسی است از نوع شکل اول . اکنون میگوییم اگر شکل اول باطل باشد ، استدلال خود ابوسعید هم که به شکل اول بر میگردد باطل است . ابوسعید خواسته با شکل اول شکل اول را باطل کند و این خلف است . " ثانیا " این نظر که علم به کبرای کلی موقوف است به علم به جزئیات آن ، باید شکافته شود . اگر منظور این است که علم به کبرا موقوف است به علم تفصیلی به جزئیات آن ، یعنی باید اول یک یک جزئیات را استقراء کرد تا علم به یک کلی حاصل شود ، اصل نظر درست نیست ، زیرا راه علم به یک کلی منحصر به استقراء جزئیات نیست . بعضی کلیات را ما ابتداء بدون سابقه تجربی و استقرائی علم داریم ، مثل علم به این که دور محال است ، و بعضی کلیات را از راه تجربه افراد معدودی از جزئیات به دست میآوریم ، و هیچ ضرورتی ندارد که سایر موارد را تجربه کنیم ، مانند علم پزشک به خاصیت دوا و جریان حال بیمار . وقتی