آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢
یا متغیر ، و به تعبیر دیگر : یا ساکن است و یا متحرک ، و به عبارت دیگر : حرکت و سکون از عوارض جسم است . پس بحث ثابت و متغیر صرفا باید در طبیعیات آورده شود . ارسطو و ابن سینا و پیروان آنها مباحث حرکت و سکون را در طبیعیات آوردهاند . ولی پس از کشف اصالت وجود و کشف حرکت جوهریه وسیله صدرالمتألهین [ روشن شد که ] طبایع عالم ، متحرک بما هو متحرک و متغیر بما هو متغیرند ، یعنی جسم چیزی نیست که صرفا حرکت بر او عارض شده باشد و احیانا حرکت از او سلب شود و حالت عدم حرکت او را سکون بنامیم ، بلکه طبایع عالم عین حرکت میباشند . نقطه مقابل این حرکت جوهری " ثبات " است نه " سکون " . سکون در مورد حرکتهای عارضی صادق است که حالت " نبود " آن را سکون میخوانیم ولی در مورد حرکت ذاتی جوهری سکون فرض ندارد . نقطه مقابل اینچنین حرکت جوهری که عین جوهر است ، جواهری هستند که ثبات عین ذات آنها است . آنها موجوداتی هستند مافوق مکان و زمان و عاری از قوه و استعداد و ابعاد مکانی و زمانی . علیهذا این جسم نیست که یا ثابت است و یا متغیر ، بلکه موجود بماهو موجود است که یا عین ثبات است ( وجودات مافوق مادی ) و یا عین سیلان و شدن و صیرورت و حدوث استمراری است ( عالم طبیعت ) . پس وجود و هستی همچنان که در ذات خود به واجب و ممکن تقسیم میگردد، در ذات خود به ثابت و سیال منقسم میشود. این است که از نظر صدرالمتألهین ، تنها قسمتی از حرکات ،