آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩
و آنچه در علوم به کار میرود همین محصورات چهارگانه است نه شخصیه و نه طبیعیه و نه مهمله . از اینرو منطق بیشتر به محصورات چهارگانه میپردازد. در قضایای محصوره ، آن چیزی که دلالت میکند بر این که همه افراد یا بعضی افراد ، مورد نظر است " سور " قضیه نامیده میشود . مثلا آنجا که میگوییم : " هر انسانی حیوان است " کلمه " هر " سور قضیه است و آنجا که میگوییم : " برخی حیوانها انسانند " کلمه " برخی " سور قضیه است ، و این که میگوییم : " هیچ گیاهی در شوره زار نمیروید " کلمه " هیچ " سور است ، و این که میگوییم : " بعضی درختان در گرمسیر رشد نمیکنند " کلمه " بعضی . . . نه " سور است . در عربی کلمات " کل " ، " لا شیء " ، " بعض " ، " لیس بعض " سور به شمار میروند . قضایا یک سلسله تقسیمات دیگر نیز دارند مانند تقسیم قضیه به : محصله و معدوله ، و یا تقسیم قضیه به خارجیه و ذهنیه و حقیقیه . توضیح آنها را از کتب منطق باید جستجو کرد . ما که اکنون کلیاتی از منطق را مورد بحث قرار میدهیم نمیتوانیم وارد بحث آنها شویم . همچنانکه تقسیم دیگری نیز قضیه دارد به : مطلقه و موجهه ، و قضایای موجهه نیز به نوبه خود تقسیم میشوند به : ضروریه و دائمه و ممکنه و غیره که بحث در آنها از عهده درس ما خارج است . همین قدر توضیح میدهیم که رابطه و نسبت میان دو چیز در آنجا که مثلا میگوییم : " هر الف ب است " گاهی به نحوی است که باید باشد و محال است که نباشد ، در اینجا میگوییم :