آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣
ثبوت چیزی برای چیزی نشده است ، بلکه حکم شده است به مشروط بودن مفاد یک قضیه به مفاد قضیه دیگر . به عبارت دیگر حکم شده است به " معلق " بودن مفاد یک قضیه به مفاد قضیه دیگر . مثل این که میگوییم : " اگر زید ایستاده است عمرو نشسته است " و یا میگوییم : " یا زید ایستاده است ، یا عمرو نشسته است " که در حقیقت ، معنی این است : اگر زید ایستاده است عمرو نشسته است و اگر عمرو نشسته است زید ایستاده است . اینگونه قضایا را " قضیه شرطیه " مینامند . قضیه شرطیه نیز مانند قضیه حملیه دو طرف دارد و یک نسبت ، ولی بر خلاف حملیه ، هر یک از دو طرف شرطیه یک مرکب تام خبری است ، یعنی یک قضیه است ، و میان دو قضیه رابطه و نسبت برقرار شده است . یعنی از دو قضیه و یک نسبت یک قضیه بزرگتر به وجود آمده است . قضیه شرطیه به نوبه خود بر دو قسم است : یا متصله است و یا منفصله ، زیرا رابطهای که در قضیه شرطیه دو طرف را به یکدیگر پیوند میدهد ، یا از نوع پیوستگی و تلازم است و یا از نوع گسستگی و تعاند . تلازم یا پیوستگی یعنی یک طرف مستلزم دیگری است ، هر جا که این طرف هست آن طرف هم هست . مثل این که میگوییم : " هر وقت ابرها برق بزنند پس صدای رعد شنیده میشود " یا میگوییم : " هر وقت زید ایستاده است عمرو نشسته است " یعنی جهیدن برق ملازم است با پیدایش صدا ، و نشستن عمرو ملازم است با ایستادن زید . رابطه تعاند بر عکس است ، یعنی