آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦
حکیم یا فقیه یا مطالب مورد اعتراف او را قبول نداشته باشیم . امثله فراوانی برای این مطالب میتوان ذکر کرد . ما به ذکر یک داستان که مشتمل بر مثالی است میپردازیم . در مجلس مباحثهای که مأمون برای علمای مذاهب و ادیان تشکیل داده بود و حضرت رضا ( ع ) نماینده مسلمانان بود ، بین حضرت رضا و عالم مسیحی درباره الوهیت یا عبودیت عیسی ( ع ) بحث درگرفت . عالم مسیحی برای عیسی مقام الوهیت و فوق بشری قائل بود . حضرت رضا ( ع ) فرمود : عیسی مسیح همه چیزش خوب بود جز یک چیز و آن این که بر خلاف سایر پیامبران به عبادت علاقهای نداشت ! عالم مسیحی گفت : از تو اینچنین سخن عجیب است ، او از همه مردم عابدتر بود . همین که حضرت رضا اعتراف عبادت عیسی را از عالم مسیحی گرفت ، فرمود : عیسی چه کسی را عبادت میکرد ؟ آیا عبادت دلیل عبودیت نیست ؟ آیا عبودیت دلیل عدم الوهیت نیست ؟ به این ترتیب حضرت رضا با استفاده از امری که مقبول طرف بود ( البته مقبول خود امام هم بود ) او را محکوم کرد . ٣ - قیاسی که هدف از آن اقناع ذهن طرف و ایجاد یک تصدیق است ولو ظنی باشد و منظور اصلی وادار ساختن طرف به سوی کاری یا بازداشتن او از کاری باشد " خطابه " نامیده میشود . در خطابه باید از موادی استفاده شود که حداقل ایجاد ظن و گمان در طرف بنماید . مانند اینکه میگوییم : " دروغگو رسوای خلق است " ، " آدم ترسو محروم و ناموفق است " .