آشنایی با علوم اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠
٥ - این منطق از نظر صورت نیز ناقص است ، زیرا میان قضایای حملیه واقعی ( و غیر واقعی مثل ) " هر انسان دارای قلب است " که در قوه این است که گفته شود " اگر چیزی وجود یابد و انسان باشد ضرورتا باید قلب داشته باشد " فرق نگذاشته است و این فرق نگذاشتن ، منشأ اشتباهات عظیم در ماوراء الطبیعه شده است . پاسخ این است که منطقیین اسلامی کاملا به این نکته توجه داشتهاند و فرق گذاشتهاند و با توجه به آن فرق ، شرائط قیاس را ذکر کردهاند ، و این بحث چون دامنه دراز دارد ما در اینجا از ذکر آن خودداری میکنیم . ٦ - منطق ارسطویی بر اساس مفاهیم و کلیات ذهن نهاده شده است ، در صورتی که مفهوم کلی حقیقت ندارد . تمام تصورات ذهن جزئی است و کلی یک لفظ خالی بیش نیست . این ایراد نیز از " استوارت میل " است . این نظریه به نام " نومینالیسم " معروف است . پاسخ این نظریه در فلسفه به خوبی داده شده است . ٧ - منطق ارسطویی بر اساس " هویت " است که میپندارد همواره هر چیز خودش است . از این رو مفاهیم در این منطق ، ثابت و جامد و بیحرکتاند . در صورتی که اصل حاکم بر واقعیتها و مفاهیم ، حرکت است که عین دگرگونی یعنی تبدیل شدن شیء به غیر خود است . لهذا این منطق با واقعیت تطبیق نمیکند . یگانه منطق صحیح آن است که مفاهیم را تحرک ببخشد و از اصل هویت دوری جوید و آن منطق دیالکتیک است .