فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٣٣ - مبحث اول اهداف، ضوابط پایه ها و بخشهای اقتصادی در نظام جمهورى اسلامى
(بَلْ تُؤْثِرُونَ اَلْحَي [١] [٦] [٤] ٨;اةَ اَلدُّنْيٰا وَ اَلْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقىٰ) ١ .
(أُولٰئِكَ اَلَّذِينَ اِشْتَرَوُا اَلْحَيٰاةَ اَلدُّنْيٰا بِالْآخِرَةِ فَلاٰ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ اَلْعَذٰابُ وَ لاٰ هُمْ يُنْصَرُونَ) [٢] .
و اين نوع شيوه زندگى را سركشى از فرمان فطرت و طغيان در برابر خواست خدا مىشمارد: (فَأَمّٰا مَنْ طَغىٰ وَ آثَرَ اَلْحَيٰاةَ اَلدُّنْيٰا فَإِنَّ اَلْجَحِيمَ هِيَ اَلْمَأْوىٰ) [٣] .
وقت و توان انسان متعلق به همه ابعاد نيازهاى اوست. بكارگيرى اين توان محدود در مورد بخش خاصى از نيازها ظلم به خويش و تعدى به حق خداست.
از مهمترين نيازهاى انسان و خواستههاى خدا خودسازى و تخلق به اخلاق الله و تعلم و كسب توانائى بيشتر و ايجاد زمينههاى مهارت و ابتكار و شركت فال در رفع نيازهاى سياسى و اجتماعى جامعه و مشاركت در رهبرى كشور و حضور در صحنههاى اجتماع و سنگرهاى جهاد است.
٤. اصل آزادى انسان و رعايت اختيار و آزادى وى در انتخاب شغل، شيوههاى تحميل و اجبار و بيگارى را محكوم مىكند و اسلام رضايت فرد را در روابط اقتصادى لازم مىشمارد: (إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ).
درست است كه هر انسان بايد كار كند و الا به لعنت خدا گرفتار مىشود ولى انتخاب نوع كار بنا بر اصل آزادى انسان مربوط به رأى و اختيار اوست. رسول خدا (ص) در نامه عبد الله بن جحش تأكيد نمود كه كسى را با اكراه وادار به كار مكن٤.
على عليه السلام در برابر پيشنهاد اجبار مردم به كانالكشى آب براى بالا بردن سطح كشت فرمود: لست ارى ان اجبر احداً على عمل يكرهه [٥] .
و رسول خدا (ص) در حديث معروف (رفع عن امتى تسعه... و ما اكرهوا عليه)٦. كليه اعمال مبتنى بر اكراه و اجبار را فاقد اثر حقوقى و قانونى اعلام نمود.
بديهى است نفى اجبار به معنى تجويز سلب مسئوليت در برابر كار و شغل
[١] . اعلى، آيه ١٦.
[٢] بقره، آيه ٨٦.
[٣] نازعات، آيه ٣٩.
[٤] فروغ ابديت، ص ٣٨٨.
[٥] نهج السعادة، ج ٥، ص ٣٥٩.
[٦] سفينة البحار، ج ١، ص ٥٣٠.