فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٣ - کلیات
عليكم و انا حجة الله عليهم [١] .
بر اساس اين روايات فقهائى كه داراى شرائط ذكر شده در اين احاديث باشند از طرف امام معصوم براى امور حكومتى و قضاى مسلمين تعيين شده و مسلمانها حق ندارند به غير او رجوع كنند [٢] .
بجز روايات فوق دلايلى ديگر براى ولايت فقيه وجود دارد كه در بحثهاى آينده به تناسب به برخى از آنها اشاره خواهد شد.
٢. حاكميت انسان بر سرنوشت خويش
حاكميت انسان بر سرنوشت خويش نتيجه منطقى اصل اعتقادى «آزادى و اختيار انسان» و حاكميت او بر سرنوشت خويش است كه به حكم مشيت الهى او آزاد و مختار و مسئول و حاكم بر سرنوشت خويش آفريده شده و به او شرافت و كرامت ذاتى و شايستگى خلافت الهى داده شده است و هم اوست كه بايد در عمل نيز اين شايستگى و استعداد را به منصه بروز برساند و جامعه نمونه (اسوه) خود را بنا كند.
اراده و مشيت خداوند بصورت سنتها، و قانونمنديهاى كلى در سراسر جهان هستى جريان دارد و اين سنتها تغييرپذير نيستند (فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ الله تَبْدِيلاً) [٣] و (فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ الله تَبْدِيلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ الله تَحْوِيلاً) [٤] .
آزادى و اختيار دارى انسان از سنتهاى الهى است و نوع رفتار انسان در جهان از اراده و اختيار انسان ناشى مىگردد (إِنَّ الله لاٰ يُغَيِّرُ مٰا بِقَوْمٍ حَتّٰى يُغَيِّرُوا مٰا بِأَنْفُسِهِمْ) [٥] .
قضا و قدر الهى بر همه جهان حاكم است ولى انسان به حكم قضا و قدر حتمى خداوند حاكم بر سرنوشت خويش است (لَهٰا مٰا كَسَبَتْ وَ عَلَيْهٰا مَا اِكْتَسَبَتْ)٦ و
[١] . احتجاج طبرسى، ج ٢، ص ٢٨٣، وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٩٨.
[٢] ولايت فقيه (از درس فقهى امام خمينى مد ظله)، ص ١٠٥.
[٣] فاطر، آيه ٤٣.
[٤] فتح، آيه ٢٣، احزاب، آيه ٦٢.
[٥] رعد، آيه ١١.
[٦] بقره، آيه ٢٨٦.