منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٢٧ - الترجمة
فتنه و شمشيرهاى نسبت دادن جاهليّت.
پس پرهيز نمائيد از خدا و مباشيد مر نعمتهاى او را ضدّها و نه احسان او را كه در نزد شما است حسد كنندها، و اطاعت ننمائيد به كسانى كه ادّعاى اسلام ميكنند و عارى از شرايط اسلام مىباشند همچنان اشخاصى كه آشاميديد باب صافى خودتان آب گل آلود ايشان را، و آميختيد بتندرستى خود كه خلوص ايمان است ناخوشى ايشان را كه عبارتست از نفاق و عصيان، و داخل كرديد در حق خود باطل ايشان را، و ايشان بنيان فسقند و ملازمين عقوق رسول اللّه ٦ و امام ٧ اخذ كرد شيطان لعين ايشان را شتران باركش گمراهى، و لشكرانى كه بايشان حمله ميكند بر مردمان و ترجمانهائى كه حرف مىزند بر زبانهاى ايشان بجهت دزديدن او عقلهاى شما را، و بجهت داخل شدن در ديدهاى شما و دميدن در گوشهاى شما، پس گردانيد شيطان شما را نشان گاه تير خود، و محلّ رفتار قدمهاى خود و موضع گرفتن دست خود.
پس عبرت بگيريد به آن چه رسيد بامتهائى كه استكبار كردند پيش از شما از سطوت خدا و حملهاى او و عذابهاى او و عقوبات او، و متّعظ بشويد بمقامهاى رخسارهاى ايشان در قبرها، و مواضع افتادن پهلوهاى ايشان، و پناه بريد بخدا از اسبابى كه توليد كبر مىنمايند چنانكه پناه مىبريد باو از حوادث روزگار.
پس اگر رخصت مىداد خداوند متعال در كبر نمودن از براى احدى از بندگان خود را هر آينه رخصت مىداد در آن از براى خواص انبياى خود ليكن خدا مكروه گردانيد بسوى ايشان تكبّر را، و خوش داشت از براى ايشان تواضع و فروتنى را، پس چسبانيدند آن پيغمبران در زمين رخسارهاى خودشان را از غايت تواضع و خشوع، و ماليدند رويهاى خود را در خاك از فرط تذلّل و خضوع، و خفض جناح كردند از براى مؤمنان، و بودند آن پيغمبران قومهاى ضعيف شمرده شده كه امتحان فرمود ايشان را خداى تعالى بگرسنگى، و مبتلا گردانيد ايشان را بأنواع مشقّت و زحمت، و امتحان فرمود ايشان را باسباب خوف، و اختبار كرد ايشان را باقسام مكروهات.