منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٦١ - الترجمة
هميشه تقوى اظهار كننده است نفس خود را بر امّتهاى كه گذشتهاند و باقى مانده بجهت حاجت ايشان بان در فردا زمانى كه باز گرداند خدا آنچه را كه ايجاد فرموده بود، و بگيرد آنچه را كه عطا نموده بود، و سؤال نمايد از چيزى كه احسان كرده بود، پس چه قدر كم است اشخاصى كه قبول تقوا كردند و برداشتند آنرا حق برداشتن آن جماعت متقيان كماند از حيثيّت عدد، و ايشان كسانى هستند كه وصف فرموده خدا ايشان را در كتاب مجيد خود وقتى كه مىفرمايد- و قليل من عبادى الشكور- يعنى اندك است از بندگان من شكر كننده.
پس بشتابيد بسمعهاى خود بسوى شنيدن منافع تقوى، و مداومت نمائيد با جد و جهد خودتان بر تقوى، و عوض نمائيد آن را از هر گذشته از جهت خلف صالح بودن، و عوض نمائيد آنرا از هر چيزى كه مخالف طريق حق است در حالتى كه آن موافق حق است، و بيدار نمائيد با آن تقوى خواب خود را، و ببريد با آن روز خود را، و شعار قلبهاى خود نمائيد آن را، و بشوئيد با آن گناهان خود را، و دوا نمائيد با آن ناخوشيهاى خود را، و مبادرت كنيد با آن بسوى مرگ، و عبرت بگيريد با كسى كه ضايع ساخت تقوى را. و البته نبايد عبرت گيرد با شما كسى كه اطاعت نمايد بان، آگاه باشيد پس نگاه داريد تقوى را و نگاه دارى كنيد با آن نفس خود را.
و باشيد از دنيا دور شوندگان و بسوى آخرت شيفتهگان، و پست مسازيد كسى را كه بلند نموده است او را تقوى، و بلند مسازيد كسى را كه بلند نموده است او را دنيا، و چشم ندوزيد بزخارف برق زننده دنيا، و گوش ندهيد بمدح كننده آن، و قبول نكنيد خواننده بدنيا را، و روشنى مخواهيد با روشنى آن، و مفتون نشويد بنفايس آن از جهت اين كه برق آن خالى است از باران، و گفتار آن دروغ است، و مالهاى او گرفته شده است بتمامى، و نفايس آن ربوده شده بناكامى.
آگاه باشيد كه دنيا مثل زن فاجره است كه متعرّض شونده مردها است، كثير التعرض است بايشان مثل حيوان سركشى است نافرمان، و كاذبست بغايت خاين، و منكرات زياده ناسپاس، و منحرفست بسيار عدول كننده و برگردانده است