عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٢ - الگوگيرى از پويندگان پاك
پرورش داده بودند كه از آنان به عنوان مثال خدا، يا انسانهاى فوق بشر، يا نفوس ملكوتى نام بردهاند!
از آن جهت تشنگان باده معرفت بيانات ايشان را زلال حقيقت شمرده و حيات ايشان را سرمشق زندگى خود قرار دادهاند.
دانايان بينادل جهان و نفوس بيدار شده انسان همواره آرزو داشتهاند كه پيروى از تعليمات و حيات آن هاديان بشر و آن مجريان قضا و قدر كنند و مس وجود و نفس خود را با اكسير معرفت و فضيلت آن صاحب نظران كيميا اثر مبدل به زر خالص جمال و كمال الهى سازند، اين پيروى راه ايشان را بزرگترين سعادت دانسته و اكتساب اخلاق و صفات ايشان را بهترين وسيله رسيدن به كمال مطلوب مقدر شمردهاند.
گمان نمىرود كه در ميان علماى فنون مادى و مثبت هم، امروز كسى پيدا شود كه در عمق دل خود حرمتى نسبت به اين برگزيدگان بشر احساس نكند و يا مقام بلند و صفات كماليه اين پيشوايان نوع انسان را انكار نمايد و رسيدن به مقام ايشان را براى خود و نوع بشر آرزو نكند و مايه خوشبختى نشمارد.
اينكه مردانى و نفوسى از ميان نوع بشر بدين مقام رسيدهاند و آثار و عظمت و ابهت و قدرت از خود به يادگار گذاشتهاند، خود دليل است بر اينكه اين راه بر همه افراد انسانى باز است و بلكه يگانه راهى است كه همه بايد آن را بپيمايند تا به سعادت دو جهان نايل آيند.
اين كمال مطلوب كه در تظاهرات سه گانه جسمى، قلبى و عقلى تجلى مىكند چيزى بر خلاف قانون طبيعت نيست، بلكه خود نتيجه تكامل و ميوه شيرين طبيعت است؛ زيرا كه خود طبيعت هم راه پيماى كمال است و انسان به طور جدى مأمور و مكلف است كه به وسيله قدرتهاى بىكران خدايى كه دارد، به تكميل طبيعت