عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦٠ - حالات نفس
هستى خود مىطلبى چنان بسته است كه هرگز به اين كوفتن تو گشاده نشود!!
به قول فيض كاشانى:
|
دل بكن جانا از اين دير خراب |
كآسمان در رفتنت دارد شتاب |
|
|
گر نكندى بسته ماند اينجا دلت |
تو بمانى بيدل آنجا در عذاب |
|
|
حسرتى ماند به دل آن را كه داد |
دل به چيزى كو نشد زان كامياب |
|
|
هست دنيا چون سرابى تشنه را |
تشنه كى سيراب گردد از سراب |
|
|
آيدت هر دم سرابى در نظر |
سوى آن رانى به تعجيل و شتاب |
|
|
آن نباشد آب و ديگر هم چنين |
هرگز از دنيا نگردى كامياب |
|
آراسته شدن به حسنات با طهارت نفس
چون نفس از شوائب رذايل و ملكات شيطانى و هواجس ابليسى پاك گردد و به حسنات و محامد آراسته شود و در تمام شؤون حيات جانب صدق و صداقت پيش گيرد، لايق قرب و مأذون در مجالست با حضرت دوست خواهد گشت.
عمده عاملى كه راه انسان را به جانب آن جناب باز مىكند، تزكيه نفس و تصفيه جان از سيئات و مكروهات است.
حالات نفس
در «مشارق» در شرح يكى از ابيات قصيده آمده:
بدان كه نفس را به حسب سه حالت سه صفت است:
اول: اماريت بالسوء قال الله تعالى: