عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٧١ - همسايه در اسلام
نيكى با مال با رحمى كه به انسان پشت كرده، صله نسبت به همسايه مسلمان، به من ايمان ندارد كسى كه شب را سير بخوابد و همسايهاش آن هم همسايه مسلمانش گرسنه باشد. سپس فرمود: جبرئيل آن قدر سفارش همسايه را كرد در حدى كه گمان كردم از او ارث مىبرم[١].
راوى مىگويد: مردى از انصار خدمت رسول اسلام ٦ آمد، عرض كرد:
خانهاى در بنى فلان خريدهام نزديك ترين همسايهام كسى است كه اميدى به خير او نيست و از شرش در امان نيستم، حضرت به سلمان و اباذر و مقداد امر فرمود كه در مسجد فرياد بزنند كه هركس همسايگان از شرش در امان نباشد، ايمان ندارد و اين مسئله را سه مرتبه فرياد كردند. آن گاه فرياد زدند كه از هر طرف خانه تا چهل خانه همسايه است[٢].
قال اميرالمؤمنين ٧ في وصيته عند وفاته الله الله في جيرانكم فإنه وصية نبيكم مازال يوصي بهم حتى ظننا أنه سيورثهم[٣].
اميرالمؤمنين ٧ به هنگام ساعت وفاتش فرمود: خدا را خدا را نسبت به همسايگان كه سفارش پيامبر شماست، به طورى وصيت نسبت به آنان كرد كه گمان برديم از آنان ارث مىبريم.
اين بود قسمتى از مسائل مهمى كه درباره اصل خانه و ورود به آن و خروج از آن و حقوق همسايه آن در اسلام آمده كه به مناسبت لفظ «دار» در اصل روايت به آن اشاره شد.
[١] -الأمالى، شيخ طوسى: ٥٢٠، المجلس الثامن عشر، حديث ١١٦٥، بحار الأنوار: ٧١/ ١٥١، باب ٩، حديث ٨.
[٢] -الكافى: ٢/ ٦٦٦، باب حق الجوار، حديث ١؛ بحار الأنوار: ٧١/ ١٥٢، باب ٩، حديث ١٢.
[٣] -نهج البلاغة: نامه ٤٧؛ تحف العقول: ١٩٧؛ بحار الأنوار: ٧١/ ١٥٣، باب ٩، حديث ١٦.