عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٨٣ - توحيد خاص
همراه نيست باطن نيست، منبعى از تيرگى و ظلمت و ظرفى پر از وساوس و شك و ترديد است، اين توحيد در حقيقت توحيد علمى و به عبارت ديگر توحيد معرفتى است كه بر دليل و برهان و استدلال استوار است و مرحله اول توحيد يا مرتبه دانى آن است.
به قول حكيم بزرگوار، نظامى گنجوى:
|
اى نام تو بهترين سرآغاز |
بى نام تو نامه كى كنم باز |
|
|
اى ياد تو مونس روانم |
جز نام تو نيست بر زبانم |
|
|
اى كارگشاى هرچه هستند |
نام تو كليد هرچه بستند |
|
|
اى هيچ خطى نگشته زاول |
بى حجت نام تو مسجل |
|
|
از ظلمت خود رهاييم ده |
با نور خود آشناييم ده |
|
توحيد خاص
اما توحيد خاص آن است كه تمام عوالم به جملگى نزد وجود عظمت حق، محو بينند و موجودات را در ربوبيت الله تعالى معدوم يابند، از غلبات انوار قدم و چنان كه در قدم حق تعالى موجود بود و موجودات معدوم، اكنون هم چنان دانند و در وجود، هيچ چيز نبينند كه نه آن در امر حق مستغرق باشد، به مشاهده بعد از علم كه علم عام راست و مشاهده خاص راست و عالم را چنان بينند كه گويى نزد صولجان قدرت بارى تعالى در ميدان خدايى كه از ازل به ابد مىبرد و از ابد به ازل.
و مبادى توحيد خاص سير كردن است در شواهد صورت و روح و عالم صغرى كه جند حق و باطل آنجايند، چون لشگر عقل و لشگر جان و لشگر دل و لشگر نفس و حجاب قهر و لطف و غرايب اشكال مقدورات كه در آن عالم موجود است و ظهور حق عز و جل كه در اسرار حقايق ملكوت به چشم جان ببيند كه توحيد عام