عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٨٦ - آراستن باطن به صدق و ظاهر به طاعت
|
در پاى دلم پاى منه باك زجان كن |
كاين خانه بود فرش زخون جگر ما |
|
|
در كشور فقر آمده مهمان فناييم |
لخت جگر و پاره دل ما حضر ما |
|
|
رنج تن ما از تب عشق است چه حاصل |
از رنج طبيبى كه دهد دردسر ما |
|
|
ما خاك نشين در ميخانه عشقيم |
تاج سر خورشيد بود خاك در ما |
|
|
موران ضعيفيم ولى ملك سليمان |
باد است درين باديه پيش نظر ما |
|
آراستن باطن به صدق و ظاهر به طاعت
در آراستن باطن به صدق و رهبت و ظاهر به طاعت، خواجه نصير طوسى در «اخلاق ناصرى» مىگويد:
قومى گفتهاند كه بر اقرار به ربوبيت او و اعتراف به احسان و تمجيد او بر حسب استطاعت اقتصار نمايد.
و طايفهاى گفتهاند كه تقرب حضرت او به احسان بايد نمود، اما با نفس خود به تزكيه وحسن سياست واما با اهل ونوع خود به مواسات وحكمت وموعظت.
و جماعتى گفتهاند كه حرص بايد نمود بر تفكر و تدبر در الهيات و تصرف در محاولاتى كه موجب مزيد معرفت بارى سبحانه بود تا به واسطه آن معرفت به كمال رسد و توحيد او به حد تحقيق انجامد.