عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٠٧ - شقاوت ابدى
پابرجا باش و سفارشم به تو اين است كه با رعيت به عدالت رفتار كن و اهل مرز و بومت را زير پوشش احسان بگير و بدان كه اگر كسى سرپرست ده مسلمان شود و عدالت را در ميان آنان رعايت نكند، در قيامت در حالى كه دو دستش به گردنش بسته، محشور مىشود و تنها راه نجات در اين مهلكه عدالت است، چون نامهام به تو رسيد بر كسانى كه از اهل يمن مىپذيرند بخوان و از آنان براى من بيعت بگير، اگر همانند بيعت رضوان با تو عمل شد، بر فرمانداريت پابرجا باش، ده نفر از عقلا و فصحا و افراد مورد اطمينان و آنان كه در فهم و شجاعت بهترين كمك مردمند و عارف به حق و عالم به دين و آگاه به نفع و ضرر و خوش رأىترين آنان است به سوى من گسيل كن، بر تو و بر ايشان سلام.
نامه را بست و مهر كرد و به دست عربى داد تا به والى يمن برساند. او نامه را رساند، حبيب نامه را گرفت و آن را بوسيد و بر چشم و سرش گذاشت، آن گاه بر فراز منبر قرار گرفت، پس از حمد و ثناى حضرت حق و درود بر پيامبر و آلش گفت:
اى مردم! عثمان از دار دنيا درگذشت، مردم پس از او با عبد صالح، امام ناصح، برادر و خليفه رسول اكرم ٦ كه از همه سزاوارتر به خلافت بود، آن كسى كه پيامبر ٦ با او عقد اخوت بست، آن مردى كه غم و رنج از چهره پيامبر ٦ دور كرد، شوهر دخترش و وصيش و پدر دو سبطش اميرالمؤمنين على بن ابىطالب ٧ بيعت كردند، اكنون شما مردم يمن نسبت به اين بيعت چه مىگوييد و چه نظر داريد؟
راوى مىگويد: صداى ناله مردم برخاست، اشك شوق بر چشمشان دويد، از شدت خوشحالى به صداى بلند گريه كردند و گفتند:
«سمعا وطاعة وحبا وكرامة لله ولرسوله ولاخى رسوله»!!
مردم به عنوان على ٧ با حبيب بيعت كردند، پس از بيعت از آنان خواست