عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٢ - خشوع
ما وسعنى أرضى ولا سمائى ولكن وسعنى قلب عبدى المؤمن[١]؛
زمين مرا بر نتابد و آسمان طاقت ما ندارد، عرش در خور ما نيامد و دل مؤمن ما را قبول كرد، نخست ما او را قبول كرده بوديم.
روزى يكى از مصطفى پرسيد كه: أين الله؟ كجاست خداوند؟
گفت: فى قلوب عباده.
در دل بندگان، خود بايد جست.
[و هو معكم أين ما كنتم][٢].
و او با شماست هرجا كه باشيد.
اين معنا باشد، چون دل تو را حاصل آمد و دل را باز يافتى روح خود جمال عزت با تو نمايد؛ در هر صورت خشوع يكى از مهمترين عوامل تطهير دل و ارتقاى قلب به مدارج كمال است.
به قول عارف شوريده دل و حكيم سالك، صفاى اصفهانى:
|
ساقى جان به جام من ريخت مىمدام دل |
گشت زپاى تا سرم مست مدام جام دل |
|
|
ملك دل است رام من، سكه دل به نام من |
دل همگى به كام من، من همگى به كام دل |
|
|
صدر جلال پادشه شاه بر اوست متكى |
كوه و زمين و آسمان صف زده در سلام دل |
|
[١] -عوالى اللآلى: ٤/ ٧، حديث ٧؛ فيض القدير: ٢/ ٦٢٩.
[٢] -حديد( ٥٧): ٤.