عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤٢ - ٤ - كشتن هواهاى نفس و دورى از شهوات
از خود تعريف كرد و گفت: من محاسن زيادى دارم و يكى از آنها اين است كه نيازهاى خواجه را بدون آنكه بگويد درك مىكنم.
خواجه او را خريد و به خانه برد. پس از چند روزى خواجه تشنه شد، اما هرچه منتظر نشست غلام آبى نياورد. بر غلام بانگ زد كه تشنهام آبى بياور، اما او پاسخ نداد و حركتى نكرد، تا آن كه خواجه از تشنگى برخاست و كوزهاى آب را به چنگ آورد و نوشيد، آن گاه غلام گفت: اى خواجه! اكنون بر من معلوم شد كه تشنهاى زيرا علامت نياز به چيزى حركت در رفع آن است.
٤- كشتن هواهاى نفس و دورى از شهوات
در وجود آدمى دو نيروى متضاد فرمانرواست. نخست نيرويى كه اعمال نيك و شايسته را در نظر آدمى جلوه مىدهد و عارفان بر اساس اصول الهى آن را عقل نام نهادهاند و ديگر نيرويى كه از آن تعبير به نفس و هواهاى آن شده كه در برابر آن نيروى ايزدى است و اين نيرو راهبرنده به شهوات و بدى ها است و در حقيقت نيروى شيطانى و اهريمنى به شمار مىرود.
نفس، تمايلات حيوانى را در وجود آدمى مىآرايد و آن گونه كه كودكان را با شيرينى مىفريبند، انسان را به راه نادرست مىكشاند كه پايان آن جز تلخى و رنج نخواهد بود!!
مهمترين اصل در مبارزه با نفس شناختن نيروهاى گوناگون آن است و گرنه هر لحظه اين امكان وجود دارد كه يكى از جنبههاى اهريمنى نفس، خود را در چشم انسان بيارايد و نيكو جلوه دهد و آن وقت گمراهى انسان قطعى است.
سلطان ولد، نيروهاى ظاهرى و باطنى نفس را به ديو سياه و سپيد تشبيه كرده است.