عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٧ - لباس در نماز
اولى بايد توجه داشت كه لباس تن از حق مظلومان و خون دل مسكينان بافته نشده باشد و هر تار و پودش متعلق به محرومى نباشد و آن لباس از طريق فروش مواد احتكارى، مواد حرام و خدعه و حيله با مسلمانان و غصب و زور و ظلم و تجاوز بدست نيامده باشد و داستان لباس، داستان گوهر تاج شاه نباشد كه هر ذرهاش از خون دل يتيم و فقير و محروم و مسكين و بيوه زن ساخته شده باشد.
|
روزى گذشت پادشهى از گذرگهى |
فرياد شوق بر سر هر كوى و بام خاست |
|
|
پرسيد زان ميانه يكى كودك يتيم |
كاين تابناك چيست كه بر تاج پادشاست |
|
|
آن يك جواب داد چه دانيم ماكه چيست |
پيداست آن قدر كه متاعى گرانبهاست |
|
|
نزديك رفت پيره زنى گوژپشت و گفت |
اين اشك ديده من و خون دل شماست |
|
|
ما را به رخت و چوب شبانى فريفته است |
اين گرگ سالهاست كه با گله آشناست |
|
|
آن پارسا كه ده خرد و ملك، رهزن است |
آن پادشا كه مال رعيت خورد، گداست |
|
|
بر قطره سرشك يتيمان نظاره كن |
تا بنگرى كه روشنى گوهر از كجاست |
|
|
پروين به كج روان سخن از راستى چه سود |
كو آن چنان كسى كه نرنجد زحرف راست[١] |
|
آرى، لباس نمازگزار مسئله بسيار مهمى است، لباس نمازگزار تار و پودش بافته شده از مايه قناعت، انصاف، درستى، صدق، رعايت حلال حق است و لباسى است كه از غصب، ظلم، دزدى، تجاوز به حقوق ديگران، رشوه، احتكار، بىانصافى، كلاه بردارى به دور است.
لباس نمازگزار، لباسى است كه بر اساس خواسته مولا بدست آمده و براى رضاى مولا پوشيده شده و از هر پيرايهاى جز عنايت و لطف دوست پاك و پاكيزه است و خلاصه لباس نمازگزار، لباس عبوديت است و بس!
در «تفسير ابو الفتوح رازى» آمده:
مردى به بازار برده فروشان رفت براى خريد برده، بردهاى را در مغازهاى ديد و قبل از خريد از او سؤال كرد كه غذا و لباس و اندازه كار تو چيست؟ او به سؤالات پاسخ گفت: خريدار او را نپسنديد، به مغازه ديگر رفت بردهاى را ديد از او پرسيد:
چه نوع غذايى خوراك تو است؟ گفت: هرچه مولا محبت كند. پرسيد: چه اندازه كار مىكنى؟ پاسخ داد: آنچه مولا بخواهد. سؤال كرد: چه لباسى مىپوشى؟
جواب داد: آنچه مولا بپسندد.
اى مسلمانان و اى نمازگزاران! از پوشيدن لباسى كه مولا نمىپسندد بپرهيزيد و لباس خود را به خصوص به وقت عبادت از نوعى قرار دهيد كه محبوب مولاست، در پيشگاه مقدس حضرت او در غذا و كار و اخلاق و لباس از يك برده كمتر نباشيد!
جامه خود را جامه غرور و تكبر و فخرفروشى قرار ندهيد، از جامهاى كه شما را به سوى رذايل اخلاقى مىكشد خوددارى كنيد، جامه خود را جامه ادب، وقار، محبت، خدمت، شرف، پاكى، فضيلت و تواضع و انكسار و عرفان قرار دهيد، آرى، جامه عارفانه بپوشيد.
[١] -پروين اعتصامى.